نوجوانان و مشارکت اجتماعی

نوجوانان

یکی از دغدغه های مسئولین حوزه علوم اجتماعی و تعلیم و تربیت حضور اجتماعی جوانان و نوجوانان است از سویی هر جامعه ای وقتی زنده است که جوانانش در متن جامعه حضور داشته باشند و از سوی دیگر مربیان تعلیم تربیت معتقدند این حضور باید چهارچوب خاص داشته باشد تا به نفع حیات اجتماع باشد در غیر اینصورت حضور جوانان و
نجوانان بخاطر ویژگی های خاص این سن به نفع حیات اجتماعی و فرهنگی نخواهد بود چرا که انرژی آنان
و سرمایه های اجتماعی را هدر خواهد داد.

همانطور که همه بارها تجربه کردیم جوانی و جوان در خانواده وجامعه مانند وزش یک نسیم، روح تازگی و شادابی را به آن مجموعه هدیه می کند . خانواده و جامعه به این نسیم و شادابی نیاز دارد. اما سوال بزرگ این است که چطور فرزندمان را به مشارکت اجتماعی ترغیب کنیم؟ چطورممکن است نوجوان در جامعه نقش ایفا کند و در عین حال درراه اصالح جمعی، رضایت خدا وبهبود زندگی دنیا و آخرت گام بردارد؟ ابتدا الزم هست بدانیم مشارکت اجتماعی یک فرایند سازمان یافتهاست که افراد آگاهانه و داوطلبانه با توجه به هدف در آن وارد می شوند.
اگر نوجوان شما در انجمن مدرسهمشغول است یا یک گروه محیط زیستی با دوستان خود دارد او در حال مشارکت اجتماعی است حتی اگردر یک دار و دسته خرابکار مثل برخی گروه های هکری فعال است او در حال مشارکت اجتماعی است.
حس مشارکت جویی، با هم فعالیتی را به ثمر رس اندن، رهبری کردن، رهبری شدن و نیاز به مفید بودن یک
ویژگی مشترک میان انسان ها است. اما به دلیل تغییرات بدنی زیاد و سریع امکان دارد نوجوان کامال بر بدن
و احساسات خود متمرکز شود. مشارکت اجتماعی نقطه مقابل این خطر تمرکز بر خود است.

از سوی دیگر کلبرگ بعنوان یکی از نظریه پردازان روانشناسی در حوزه رشد استدالل اخالقی پس از پژوهش های متعدد
به این نتیجه رسید استدالل اخالقی 6 مرحله دارد و نوجوانی مصادف با مرحله چهار است در این مرحله
نوجوان عالقه به حفظ نظام اجتماعی دارد تا روابط مثبت بین افراد حفظ شود و نظم جامعه باقی بماند این
یافته موید این هست که به ذات نوجوان جویای مشارکت اجتماعی سالم هست و اگر می بینیم وارد دسته
های خرابکاری می شود نظم را برهم می زند و خسارت اجتماعی وارد می کند باید علت را پیدا کنیم.
مشارکت اجتماعی نیازمند شکل گیری شخصیت اجتماعی است.


بعنوان مثال نوجوان باید بتواند با نظرات گوناگون که در چهارچوب دین او است کنار بیاید البته کنار آمدن به معنی پذیرش نیست بلکه می توان آن را به معنی جمع نقاط مشترک نظرات یا کوتاه آمدن در مقابل نظر برتر قلمداد کرد پس مشارکت اجتماعی نقطه مقابل خودمحوری نوجوان نیز هست.

خودمحوری یعنی نوجوان تصور برتر بودن و مرکز بودن را دارد. فعالیت در گروه می تواند این
دیگاه را متعادل کند. اگر االن این سوال در ذهن شما ایجاد شده که راه حل چیست چه کنیم نوجوان یک
مشارکت اجتماعی الهی محور داشته باشد از شما می خواهم با ما در ادامه همراه باشید.

منظور از اعتماد چیست؟

زیربنای ایجاد مشارکت اجتماعی سالم داشتن اعتماد است. منظور از اعتماد چیست؟ اعتماد، داشتن روحیه تایید و پذیرش است. اعتماد در مقابل سوءظن است. اعتماد، حسن ظن نسبت به اعضا است که این حس ظن موجب گسترش و تسهیل ارتباط می شود.

اعتماد به فضای عمومی طراوت و بالندگی می بخشد و جان مایه ی موثری برای کنش های جمعی است. رابطه اعتماد و مشارکت یک رابطه دو جانبه است. اعتماد به جامعه موجب مشارکت بیشتر و مشارکت اجتماعی موجب اعتماد بیشتر می شود.

با چه روش هایی اعتماد به خانواده و جامعه را در فرزندم افزایش دهم؟ ما برای شما پیشنهاداتی داریم. اول فضای مشارکت و همکاری را در خانه و مدرسه و محله برای او فراهم کنید.

دوم طوری برخورد کنید که همدلی و احساس نزدیکی بوجود بیاید مثال در مقابل خطا بینشی برخورد کنید نه چکشی یا مچ گیری و تخریب را کامال کنار بگذارید. سوم صداقت در روابط است.

امام علی علیه السالم میفرمایند: با راستگویی خود سه چیز به دست آورید اعتماد محبت و عظمت. غررالحکم ج6 ما باید بدانیم خانه، مدرسه و محیط شغل اولین فضاهای مهم برای شکل گیری اعتماد هستند.همچنین اگر ارزش های جامعه معنا آفرین باشد و قوانین کاربردی باشد اعتماد در نوجوان شکل می گیرد. عواملی که ایجاد مشارکت اجتماعی سالم را تسهیل می کند.

نکات دیگر

بدانیم هر نوجوانی دوست دارد مفید باشد و دیده شود. پس به آنها مسئولیت بدهیم و نکات الزم را
آموزش دهیم تا خطا و سرخوردگی کم شود. و بعنوان والدین آگاه حلقه دوستی خوبی را از کودکی
برایشان فراهم کنیم. چالش هایی ایجاد کنیم تا حل کنند. اینگونه این میل در قالب یک مشارکت
اجتماعی سالمت محور تامین شود. همچنین بجای تعریف از اندام، لباس و مو از توانمندی ها و
دستاوردهای گروهی آنان تعریف کنیم. اگر جوان نسبت به دستاوردها و امکانات جامعه احساس
مسئولیت و تعلق نداشته باشد یک مشارکت اجتماعی مخرب خواهد داشت.

بدانیم پیش نیاز مشارکت، حس تعلق به گروه است. پس در خانواده بعنوان اولین گروه حس دوستی و
تعلق را جاری کنیم. نوجوان باید بتواند خود را متعلق به خانواده بداند و خانواده را متعلق به
خود.خانواده پناه او است. رابطه احساس تعلق و مشارکت یک رابطه 2 سویه است. نوجوان هرچه نسبت
به یک گروه احساس تعلق داشته باشد در مسائل آن بیشتر مشارکت می کند و این مشارکت و حضور
فعال در حل مسائل احساس تعلق را بیشتر در او رشد می دهد.

از دیگر نقش های والدین القای حس ارزشمندی است نوجوان باید احساس ارزشمندی کند تا بتواند
رشد کند در بیشتر موارد برای نابودی یک فرد کافی است او احساس حقارت کند القای حس
ارزشمندی روش های گوناگونی دارد مانند کاهش رقابت مخرب بین فرزندان حضور در مسائل تحصیلی
و عاطفی آنان موضع گیری براساس ارزش های اخالقی ملی و دینی نه سالئق شخصی و رسومات
خانوادگی فردی که از درون احساس ارزشمندی دارد و می داند عضو گروهی است که روی او حساب
می کنند مشارکت اجتماعی مخرب نخواهد داشت .پیامبر اکرم می فرمایند فرزند ان را تکریم کنید و
آنان را به نیکی تربیت کنید که آمرزیده می شوید. مکارم االخالق ج1

دادن عنوان و مسئولیت از کودکی مانند شهردار خانه، همیار پلیس و غیره می تواند در فرزند
تصویرسازی مشارکت سالم را به ارمغان آورد.
چرا برخی از نوجوانان بصور ت مخرب کنش اجتماعی خود را نشان می دهند؟
موانع مشارکت اجتماعی بهنجار

بین شیوه تربیت و میزان و نوع مشارکت رابطه مستقیم هست نوع
تربیت استبدادی و رها شدگی با نوع مخرب مشارکت اجتماعی و بی
مشارکتی رابطه مثبت دارد نوجوانانی که در حالت فرزندساالری زندگی
می کنند قوه شناختی تحلیلی ضعیفی دارند و در خودمحوری غرق
شده اند.آنها نمی توانند قوانین جامعه را اگر برخالف میل آنها باشد بپذیرند و برای رسیدن به خواسته
خود از هیجان خشم و طرد استفاده می کنند .صبر کافی برای شنیدن پاسخ و تحلیل ندارند همدلی
ضعیف دارند و قانونی خوب است که برای آنها یا آنچه آنها صالح می دانند کاربرد داشته باشد در غیر
این صورت باید لغو شود.

تبعیض بین فرزندان و بدقولی والدین از دیگر موانع مشارکت اجتماعی سالم است زیرا مانع احساس اعتماد و تعلق می شود. پیامبر ص: کودکان را دوست بداریدو با آنان مهربان باشید و هرگاه به آنان وعده دادید به آن وفا کنید زیرا آنان روزی دهنده خود را شما می دانند. کافی ج6 همچنین می توان از منفی گوییهای مدام نسبت به نابرابری های اجتماعی و سیاه نمایی های اجتماعی یاد کرد. در مواجهه با این موارد باید از انتقاد استفاده کرد یعنی در جلسات خانوادگی دنبال راه حل گشت.

همچنین می توان از منفی گوییهای مدام نسبت به نابرابری های اجتماعی و سیاه نمایی های
اجتماعی یاد کرد. در مواجهه با این موارد باید از انتقاد استفاده کرد یعنی در جلسات خانوادگی دنبال
راه حل گشت.

نقش محتوای خشونت و ناامیدی در تمامی رسانه ها را باید جدی گرفت.

درماندگی آموخته شده و نگاه جبرآلود به این معنی که اگر نگرش نوجوان این باشد که تالش من و
حرف های من تاثیری ندارد. شنیده نمی شود و مهم نیست. باید منتظر انفعال اجتماعی یا کنش
مخرب او باشیم.

نداشتن تجارب سالم مانند فعالیت در برنامه مدارس مساجد و هیئات و اردوی جهادی هم می تواند
حکایت از خطر گوشه گیری یا شورش ضد قوانین و ارزش های اجتماعی باشد.

عضویت در دار ودسته های خرابکار از عوامل مهم مشارکت مخرب است. در این گروه ها ارزش
میزان مخالفت و زیرسوال بردن است. قدرت بدنی مالک برتری است. پس باید گروه های دوستی
کودک و نوجوان را جدی گرفت.

خانواده آشفته و شکست های پیاپی نیز از دیگر عواملی است که سالمت روان نوجوان را تهدید می
کند این نوجوانان یا به پرخاشگری خیابانی روی می آورند یا افسردگی را تجربه می کنند.

منابع

/برک، لورا. روانشناسی رشد ج .2 ترجمه یحیی سید محمدی.1388، تهران. انتشارات رشد
زارع شاه آبادی، اکبر و نوریان نجف، محمد. بررسی رابطه اعتماد اجتماعی با مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان
دانشگاه یزد. دوفصلنامه جامعه شناسی اقتصادی و توسعه. 1391
نوروزی، فیض اله و بختیاری، مهناز. مشارکت اجتماعی و عوامل موثر بر آن. فصلنامه راهبرد1388

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *